الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )

233

صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )

سرسخت خدا دراز نمىكند ، حتى اگر خويشاوندان خودش باشند ، چرا كه با اصرار بر شرك و نپذيرفتن توحيد ، خويشاوندى و رحم باقى نمىماند . خداى متعال مىفرمايد : « إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ؛ « 1 » او از اهل تو نيست او عملى ناشايست است . » از اينها گذشته خداوند عزيز صريحا دستور مىدهد : « لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ « 2 » ؛ دشمن من و دشمن خودتان را دوست و ولىّ نگيريد ! شما دست دوستى و مودّت به سوى آنان دراز مىكنيد درحالىكه آنها به آنچه از حق براى شما آمده كافر شده‌اند . » چگونه ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از نهى صريح خداوند ، سرپيچى كند . او كه از دشمنى و لجاجت آنها آگاه بود و آنها هم مىدانستند كه پيامبر رابطهء خويشاوندى را با آنان بريده است و آنها را نادان و سفيه مىشمارد و جوانانشان را به شورش و سرپيچى وادار مىكند و عظمت و سيادت دروغينشان را فرومىريزد . لذا ، همهء كينه‌توزىها و عداوتها را در حق پيامبر روا مىداشتند و از روبرو شدن با او كراهت داشتند . در چنين حالتى چگونه مىشد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روح بسيار با عظمت خود را تحقير كند و از آنان درخواستى كند كه سرشار از ذلت و خوارى است ! هرگز هرگز ! آن روح بزرگ و آن شخصيّت باغيرت الهى چنين درخواستى نمىكند ، چنان‌كه فرزند شهيدش فرمود : « هيهات منّا الذّلّة . . . ؛ ذلّت از خاندان ما به دور است ، خدا ، پيامبرش و مؤمنان خوارى را از ما نمىپسندند و آن دامنهاى پاك و پاكيزه و شخصيّت‌هاى غيور و روحهاى سركش و سرفراز اجازهء ذلت به ما نمىدهند . » « 3 »

--> ( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 46 . ( 2 ) . ممتحنه ( 60 ) آيهء 1 . ( 3 ) . سيد عبد الرزاق مقرم ، مقتل الحسين ، ص 250 .